Plasterhead
فیلم سرپوشی بر روی پلاسترهد
هر شهر افسانه ای دارد. همهشان کشنده نیستند. برای جشن تعطیلات زمستانی به میامی میروند تا گروهی چهارنفره از دانشجویان دانشگاه از نیوجرسی به عمق وست ویرجینیا میپیچند. آنجا، دوستان ناخواسته افسانهای زشت را کشف میکنند که بافتهٔ روستای آرام رولینگ کلن را لکهدار میکند. همانطور که دوستیها به سرعت میفهمند، برخی باور دارند ویلیامز هنوز در جنگلهای اطراف شهر پرسه میزند و از شکار حیات وحش زنده میماند. برخی دیگر ادعا میکنند ویلیامز را به صورت انسانی دیدهاند، چهرهای سفید و ترسناک که به عنوان نقابی برای پنهان کردن زخمها از حملهٔ بیرحمانه ساخته شده است. اکنون نام ویلیامز را دارند: پلاسترهد. به زودی چهار دوست در یک مزرعهٔ متروکه محصور میشوند و در تار عنکبوتی مکابرهآمیز از ترس گرفتار میشوند. شیرف تگارت هر کاری میکند تا حقیقت را دفن کند: حقیقتی که پلاسترهد به طرز ترسناکی واقعی است. همانگونه که این نوجوانان به زودی میآموزند، شر واقعی چهرهای ندارد.