Bis zum Ellenbogen
فیلم تا آرنج
آخیم مالک جوان کشتی مخاطره آمیز و ویلی با ذوقی خلاق در رشته کوه های سوئیس با هم تصادف می کنند. تنها Sven کارمند بانک آرام از سیلت است که هر دو را به کلبه تعطیلاتش می پذیرد و با پنیر و شراب آتش دوستی را میانشان برقرار می سازد. اما به طالع نحس، Sven در لحظه ای شاد مرده می شود. حالا آخیم و ویلی با مسئلهای روبه رو می شوند: چه کنم با جسد؟ قبل از مرگ، Sven هر جور چیزی به آن دو گفته است: از رئیسش در بانک و نان تازه، از پول سیاه و کلید آن. در حالی که آلمان در تب تب فوتبال جهان فرو رفته است، آخیم و ویلی با جسم Sven از آلپ سوئیس تا دریای شمال سفر می کنند. در سیلت، مرد مرده قرار است برای آخرین بار به رئیسش سلام کند قبل از اینکه طبق خواسته اش به کنار بازو دفن شود. اما یک نکته وجود دارد: پول سیاه بو نمی دهد، اما Sven بو می دهد!