Dark Blue Almost Black
فیلم آبی تیره تقریباً سیاه
خورخه جوانی است که برنامههای آیندهاش به خاطر سکته پدرش متوقف میشود. او به مدت هفت سال به طور مداوم از پدرش مراقبت میکند و به عنوان نظافتچی کار میکند در حالی که به صورت پارهوقت برای دریافت مدرک کسب و کار تحصیل میکند. وقتی ناتالیا، عشق دوران کودکیاش، از تحصیل در خارج برمیگردد، خورخه شروع به آرزو برای چیزی بهتر میکند. او به شدت به دنبال پیدا کردن شغل جدید و بهتری است، اما متوجه میشود که هیچکس او را استخدام نمیکند چون فقط تجربهاش به عنوان نظافتچی است. آنتونیو، برادر بزرگتر خورخه که به زودی از زندان آزاد میشود، فردی فرصتطلب است که هرگز با پدرشان کنار نیامده است. در زندان، در یک کارگاه تئاتر، آنتونیو با پائولا، زن جوان زیبایی که به خاطر مواد مخدر در زندان است، آشنا میشود. پائولا مشکلی دارد زیرا با دوستپسر یک زندانی دیگر flirt کرده است.