خط داستانی
ماجرای پسربچه پیش دبستانی مایکی که با پدر ناسیاستی خود رابرت و شریک همجنس گرایش گابی پرورش می یابد و صاحب مغازه عتیقه فروشی پر رونقی هستند. مایکی به طور خوش شانسی به دو «پدربزرگ ناپایدار» برخورد می کند که کودکان را در مدرسه آزار می کنند تا او را به پدر و مادرخوانده اش معرفی کنند. کارهای مایکی زوج تنها را به هم می رساند و زمان بر می شود تا زمانی که مایکی برای ارائه او به پدر و مادر رابرت، برتراند و مارجیت، که صاحب قلعه ای هستند و به خاطر همجنس گرایی پسرشان را طرد کرده اند، تلاش می کند.