ایستادن آذرخش مشت
Jushin Liger: Fist of Thunder
جوشین تاندر لایگر دچار سرگیجه و سردرد است و خاطرات کودکی اش از تعقیب شدن توسط ارواح را به یاد میآورد. عکاس زنی به نام میکی آیزاوا به کمک او میآید. لایگر با ترسهای کودکی خود کنار میآید و برای مبارزه سه نفره آماده میشود. در شب مبارزه بزرگ، مبارزه برای لایگر سخت به نظر میرسد و او به وجود نیروهای شیطانی پی میبرد که مانند ارواحی است که او را در کودکی آزار دادهاند. در جریان مبارزه، ویپر خبیثی با تلافی شدید باعث جراحت شدید راوت اورف میشود. نهایتاً لایگر به خشونت روی میآورد و وقتی او و ویپر به هم میکوشند، هر دو با انرژی نورانی میدرخشند و به سرعت از رینگ خارج میشوند و به خیابان خلوتی میروند و به نسخههای شیطانی از خود تبدیل میشوند.