پیشنهاد خودکار
Auto Suggestion
بیلی دوستش تام را برای یک رانندگی با ماشین جدیدش میبرد. تام از بیلی میخواهد که منتظر بماند تا خریدی انجام دهد. ماریان زیبا به او نزدیک میشود و فرض میکند که او یک راننده عمومی است و او را استخدام میکند. بیلی با این سوءتفاهم همراه میشود و به ماریان میگوید که اگر به او در گاراژ زنگ بزند، میتواند همیشه ماشینش را با قیمتهای پایینتر داشته باشد. این موضوع به ماجراجوییهای کمدی و عشق نهایی برای این زوج منجر میشود.