مادر واقعی
Tunay Na Ina
مگدالنا به دلیل تجاوز آنتونیو باردار میشود. قبل از مرگش، پدرش بچه را به فرزندخواندگی میسپارد و فکر میکند هیچ مردی نمیتواند گذشتهاش را درک کند. مگدالنا با روبرتو، یک جوان خوب و مرفه، نامزد است. او که از وجدانش عذاب میکشد، نامهای به روبرتو مینویسد و گذشتهاش را اعتراف میکند. عمهاش، از ترس اینکه ممکن است عروسی لغو شود، نامه را میگیرد و پنهان میکند. با فرض اینکه روبرتو او را با وجود گذشتهاش پذیرفته، با او ازدواج میکند.