خط داستانی
مردی چاق در یونیفورم افسر آلمانی از قطاری در روسیه زمستان پیاده می شود. او پزشک است که تازه فراخوانده شده است. این پایان خط است؛ آلمانی ها در حال پس رفتن هستند. او به بیمارستانی می رود که در حال تخلیه است و بیرون رانده می شود. او با یک پیک نقاشی که تبدیل به پستچی شده، همراهی می کند. پستچی صدای ناشنوا از انفجار می شنود. آنها با همکاران روسی و دیگر آلمانی ها در حالی که همدیگر را می کُشند، روبرو می شوند.