خط داستانی
لیسبلا دختری جوان است که عاشق رفتن به سینماها می شود لِلیو کلاهبردار است که از شهر به شهر می رود و کارهای گوناگون انجام می دهد او با لیناورا زن زیبا و همسر مشهورترین قاتل منطقه آشنا می شود قاتل از رابطهٔ همسرش با او مطلع می شود و به دنبال لِلیو می رود او برای فرار مجبور به ترک می شود در شهری دیگر او با لیسبلا که نامزد داگلاس، روستایی که سعی می کند برای یک شهرنشین برای ریو دوژانیرو به دنیا بیاید، عشق پیدا می کند