ایلین و اولی زوج جوانی هستند که ازدواجشان به دلیل زندگی جنسی ناکارآمد در هم پیچیده است. او روزها به عنوان راننده ون تحویل کار میکند و او شبها به عنوان باجهی شهروندی کار میکند... هر دو به سختی برای یکدیگر زمانی مییابند. اما در حالی که اولی به روال روزمره پناه میبرد، ایلین احساس محصور بودن میکند تا این که با میگوئل، جوانی شهوتپرست، آشنا میشود که دنیای هیجانانگیز و آزادیبخشی را به او معرفی میکند که او را از وجودی کسلکننده نجات میدهد.