خط داستانی
این نمایشنامه درباره دختری نه ساله به نام میسی است که توسط همسالانش ترغیب میشود تا سنگی به سمت یک زن سالخورده پرتاب کند. او بعداً متوجه میشود که آن زن در حال مرگ است و آگاهی شخصی از انجام یک عمل بیمحبت بر دوش او سنگینی میکند. واکنش محبتآمیز مادرش به عذاب او و حرکات غریزی تسلیبخش او، حتی زمانی که به میسی seriousness عملش را میفهماند، میسی را آزاد میکند و او راه خاص خود را برای ابراز اندوهش پیدا میکند. تنش دراماتیک دینامیکهای مراسم توبه را دنبال میکند، زیرا میسی اندوه، گناه و آرامشی را که با بخشش همراه است، تجربه میکند.