خط داستانی
بیگ جیم کالیسون، رئیس کمپ چوببری هنلی، گریس آیوئرز را استخدام میکند. او بسیار توانمند است و جیم به ارزش او پی میبرد. مدتی بعد، جری هنلی، صاحب کمپ، برای بازدید میآید و با منشیاش، گریوز، همراه است. گریوز یک کلاهبردار قدیمی است که روزگاری به گریس آسیب زده و او را تهدید میکند که اگر راز او را فاش کند، او را رسوا خواهد کرد. جیم این مکالمه را میشنود و گریوز را از کمپ بیرون میکند و او را مجبور میکند که یادداشتی به کارفرمایش بنویسد و بگوید که به خاطر کار از شهر خارج شده است. جیم فکر میکند که گریس به هنلی علاقهمند شده و کنار میرود. اما وقتی هنلی میرود، گریس به جیم میگوید که او واقعاً عاشق اوست و این دو عاشق به هم میپیوندند.