پوننومانی و چینتاکمانی از کودکی عاشق یکدیگرند؛ چینتاکمانی برای تحصیل به شهر می رود اما آنها به یکدیگر وفادار می مانند و تصمیم می گیرند ازدواج کنند هر دو در جایگاه های مختلف اما پوننمانی وقتی او را در ایستگاه راه آهن با حالتی روانی نامتعادل می بیند متوجه می شود که او را از دست داده است