خط داستانی
چول، یک مکانیک خودرو، و یونگ-هی، یک خدمتکار، با هم ملاقات میکنند. چول دروغ میگوید و به یونگ-هی میگوید که پسر یک تاجر است. چول تظاهر میکند که دختر سفیر فرانسه است. آنها فقط در روزهای بارانی ملاقات میکنند.
چول، یک مکانیک خودرو، و یونگ-هی، یک خدمتکار، با هم ملاقات میکنند. چول دروغ میگوید و به یونگ-هی میگوید که پسر یک تاجر است. چول تظاهر میکند که دختر سفیر فرانسه است. آنها فقط در روزهای بارانی ملاقات میکنند.