خط داستانی
یک دستفروش یکدست متوجه میشود که یک مرد ثروتمند حلقهاش را انداخته است. او آن را به او برمیگرداند. مرد ثروتمند بسیار سپاسگزار است و برای نشان دادن قدردانیاش، دستفروش را به یک 'فروشگاه اعضای بدن' میبرد، جایی که برای او یک دست جدید میخرد. دریافتکننده به زودی متوجه میشود که این دست جدید ارادهای مستقل دارد و باعث شرمندگی او میشود.