بابا و آویناش برادرانی هستند که در یک خانه کثیف با مادر بیوهشان زندگی میکنند، که به عنوان خدمتکار زندگی میگذرانند. وقتی یک مزاحم سعی میکند به مادرشان تجاوز کند، بابا او را با چاقو میکشد و سه نفر، به همراه یتیمی به نام نواب، به پناهگاهی نزد یک دزد زیرزمینی به نام آنکل میروند. بابا میخواهد آویناش تحصیل کند و به چیزی در زندگی تبدیل شود، به همین دلیل تصمیم میگیرد که جرم را به عنوان شغل خود انتخاب کند تا به برادرش کمک کند. وقتی آویناش تحصیلاتش را تمام میکند، به عنوان افسر پلیس مشغول به کار میشود و در اولین مأموریتش متوجه میشود که برادرش بابا و دوستش نواب در لیست مجرمان تحت تعقیب هستند.