داستان خانوادگی از ناسپاسی، زوال و تنهایی در یونان، اوایل قرن بیستم. خانوادهای بورژوا در آستانه فروپاشی است. مادر خانواده را ترک کرده و پدر، افسر بازنشسته، سه دختر خود و پسر نامشروع بزرگترین دختر را در خانه محبوس نگه میدارد. پس از فوت پدر، سه خواهر درام شخصی خود را تجربه میکنند. بزرگترین آنها النی با اخلاق زمانه و نزدیکی به پدر میکوشد جای او را بگیرد. میانیتر که ماداگاس خویشتن را نشان میدهد با فرماندهای در خدمات بهداشت میگریزد و کوچکترین، آنا، در این میان روی لبه یخ بازی میکند و به طور کامل از بین میرود