Eine Seefahrt, die ist lustig
فیلم یک سفر دریایی، که بسیار سرگرم کننده است
فریتز اشمیتز سفرهای دریایی آقای هاین کلاگه را با این ملودی تبلیغ میکند. فریتز، برادرزاده آقای وینکلر است و علاوه بر جذب شرکتکنندگان برای این سفرهای دریایی، سعی دارد از عمویش بخواهد ۱۰,۰۰۰ مارک رایخ در عملیات آقای کلاگه سرمایهگذاری کند. و واقعاً، آقای وینکلر قول میدهد که سرمایهگذاری کند، اگر سفر دریایی آنطور که انتظار دارد، باشد. او امیدوار است که با "اما" که مدتی است با او مکاتبه کرده، آشنا شود، زیرا او آگهی داده که شوهر میخواهد. و آیا میدانید چه اتفاقی میافتد: بدون اینکه او را جز از طریق نامه بشناسد، عاشق او شده است! یک شرط بزرگ دیگر این است که فریتز بلیطی به خانم مولر برای این سفر نفروشد. در پلهها، فریتز با یک دختر جوان آشنا میشود که در نگاه اول عاشق او میشود و بدون اینکه نامش را بداند، او را به پیوستن به تور دعوت میکند. و آیا میدانید چه اتفاقی میافتد: این زن دختر خانم مولر است. آیا میتوانید حدس بزنید این داستان به کجا میرود؟