خط داستانی
مینیس بی پروا به هرزگی درفراوان است و رمانت در نهایت تصمیم می گیرد وصلت کند و سولایا را به همسری بگشاید. اگرچه دوستانش او را با عنوان کوچک گکمانیو می نامند اما نشان دادن قابلیت های گنِت را ندارد که پس از ماه عسل نیز بی عیبی می ماند. فشارهای مادر برای داشتن نوه او را به دیر عمویش می کشاند جایی که راهبان سبکدست هستند و با فضل خدا با زنانی مواجه می شود که از برکت می خواهند