اعتراف کشیش برج
La confession du pasteur Burg
ژین برگ، کشیش جوانی با ایمانی خالص و غیرقابل تزلزل، به دهی کوهستانی برای جایگزینی کشیش بوویر منصوب میشود که در میان مردم محلهاش بسیار محبوب بوده است. ژین برگ به پاکی و کیفر الهیِ خویش معتاد است. اولین موعظهاش با لحن غیرسازگار با هنجارها باعث واکنشهای خصمانه در میان روستائیان میشود. روستاییان به شورای صومعه گزارش میدهند. کشیش جوان با خطر تعلیق به دلیل ناتوانی ذهنی رو به رو است. ترسان، ژین برگ سعی میکند به گلهاش نزدیکتر شود. او نمیداند که ژنِوینِوو، دختر بسیار زیباروی ثروتمندترین مرد روستا، زندگی او را وارونه میکند