خط داستانی
کرسیتان سرابین، یک کارگر مزرعه ۶۴ ساله سوربی، خود را غیرسیاسی میداند. او چند هکتار زمین، چند خوک و یک گاو دارد و قصد دارد همه اینها را به دخترش لِنا منتقل کند. اما لِنا تنها علاقه کمی نشان میدهد. وضعیت کرسیتان زمانی دشوارتر میشود که قرار است به همکاری تولید کشاورزی ادغام شود. او حتی پیشنهاد میشود که به عنوان سرپرست آموزش منصوب شود. اگرچه کرسیتان با سیاست جدید مخالفت نمیکند، اما حاضر نیست املاک خود را واگذار کند. وقتی سختگیران سیاسی که قصد دارند حرکت پیشرو را متوقف کنند سعی میکنند او را جذب کنند، کرسیتان متوجه میشود که زمان نشان دادن رنگها فرا رسیده است.