اوگاتا، نویسنده فقیر ۳۳ ساله، به لطف یوشی، همسر جوان و معصوم ۱۹ ساله، توانست با خوشحالی به زندگی miserable خود ادامه دهد. پس از فارغالتحصیلی از یک مدرسه دخترانه در هوکوریو، او بلافاصله به توکیو رفت تا با اوگاتا ملاقات کرده و با او ازدواج کند. پس از نوشتن منشی اوگاتا به طور مرتب، او دورایاکی به عنوان پاداش خریداری کرده و آن را میخورد.