خط داستانی
ویلی کلاور، که در شهر به دنیا آمده و بزرگ شده، با پول زیاد لوس شده و فکر میکند که تقریباً همه چیز را میداند. پدرش یک مزرعه در آریزونا میخرد و ویلی را برای اداره کسبوکار میفرستد. او با "همه چیز" میآید و کمتر از یک ساعت در آنجا نمیگذرد که سعی میکند تا کارها را مدیریت یا اصلاح کند. گاوچرانها تصمیم میگیرند که او به تجربه بیشتری نیاز دارد.