پییر دیگر نمیتواند هزینههای تحصیلات پزشکیاش را پرداخت کند و برای چند ماه ناپدید میشود. در غیبت او، نامزدش اجازه میدهد که یک خوشگذران به او نزدیک شود. وقتی پییر به خانه برمیگردد، نمیتواند اعتماد جوان را دوباره به دست آورد، که اکنون زندگی فاسدی را میگذراند که از آن شرمنده است. او سعی میکند خودکشی کند. پییر او را نجات میدهد و درمان میکند.