خدای عادل جزیره خورشید
The Fair God of Sun Island
کاپیتان هاردینگ، که با جمعآوری غیرقانونی بیمه بر روی قایقهای خود تخریبشده ثروتمند شده است، تصمیم میگیرد که در جایی ساکن شود و خانهای نزدیک به جایی که بن پیر و دخترش، آلیس، ماهیگیران، زندگی میکنند، انتخاب میکند. آلیس و هربرت، یک ماهیگیر جوان، عاشق یکدیگر هستند. کاپیتان هاردینگ مدتهاست که چشمان طمعکارش به دختر دوخته شده و در انتظار فرصتی است تا او را تحت کنترل خود درآورد.