خط داستانی
این فیلم به زیبایی و عظمت زادگاهش، سنتهای مردم قرقیز و زندگی روزمره و کارهای مردم آن اختصاص دارد. داستان توسط یک پیرمرد روایت میشود که زندگی طولانیای داشته است. گویی با نگاهی اندیشمندانه به گذشته مینگرد و تمام لحظات گرانبها و زیباییهایی را که به زودی باید ترک کند به یاد میآورد. با این حال، با وجود تراژدی در حال وقوع، هیچ حس بدبینی وجود ندارد - هر یاد، هر قاب با گرمای امیدوارکنندهای میدرخشد، مانند خود زندگی. شخصیت و روح پیرمرد چوپان، که در چشمانش منعکس شده، در نوههایش زنده خواهد ماند و هم زیبایی سرزمین و هم عشق عمیقی که به آن احساس میکرد را حفظ خواهد کرد.