خط داستانی
اوا جوان با دوست یوگسلاوی خود، جوکا، در مورد هر چیزی که کشورهایشان را به هم متصل میکند، در حین نوشیدن یک لیوان شراب صحبت میکند. مادربزرگ اوا تمام عمرش به سفرهایش در دالماسی و رابطه عاشقانهاش با ماریو محلی اشاره میکند. به زودی اوا شروع به رفتار سردی با دوست چکیاش میکند.