لکه خون
The Blood Stain
کامیلیا، یک فاحشه که در یک کاباره پایینرده در مکزیکوسیتی (به نام "لکه خون") کار میکند، با گیلرمو، یک جوان از روستا که به تازگی برای پیدا کردن زندگی بهتر به شهر آمده، آشنا میشود. او پیشنهاد میدهد که از او مراقبت کند تا او به وضعیت بهتری برسد و دوستی اولیه به زودی به رابطهای عاشقانه تبدیل میشود. این موضوع به طور حتم باعث بروز مشکلاتی با گاستون، دلال کامیلیا، میشود.