هنرپیشه رزمی چینی، هوانگ شنگ، به کره میآید تا عمویش را که به اسارت گرفته شده و مجبور به کار در یک اردوگاه کار اجباری توسط ژاپنیها شده، آزاد کند. او با ناامیدی متوجه میشود که تمام مردم این استان خارجی نیز تحت ترس و وحشت زندگی میکنند. بهویژه مود ناکانا و آکیجامه اندو و نیروهایشان مردم را سرکوب میکنند و حتی استاد تکواندو سونگ شین شِن و شاگردانش نیز نمیتوانند از قتلها، تجاوزها و دزدیهایی که توسط این ژاپنیها انجام میشود، جلوگیری کنند. هوانگ به زودی خود را برای مقابله با باند شیطانی 'خورشید در حال طلوع' آماده میکند تا نه تنها عمویش بلکه مردم کره را نیز آزاد کند.