پسری از یک خانواده ثروتمند برای مدت طولانی ناپدید شده است. مردی به خانواده نفوذ میکند و خود را به عنوان پسر گمشده آنها معرفی میکند. او از زندگی با ثروت خانواده لذت میبرد. با این حال، زمانی که همسر به او با اعتماد و محبت نزدیک میشود، وجدانش خواستار شنیدن حقیقت میشود. با اینکه او یک متقلب است، نمیخواهد از معصومیت همسر سوءاستفاده کند. در نهایت، این یک پیروزی برای وجدان است.