سری بنپراساد، صاحب "مدل داروها"، زمانی که یک بولتن منتشر شده توسط کارگرانش را پیدا میکند، از نارضایتیهای آنها آگاه میشود. اگرچه پسرش دیلیپ در شرکت مشغول به کار است، اما به پدرش توصیه میکند که بهطور مستقل تحقیق کند. با disguising به عنوان یک کارگر معمولی، بنی پراساد متوجه میشود که مدیرانش dishonest و oppressive هستند و حتی به او بدرفتاری میکنند. او توسط راموی، یک کارگر، و خانوادهاش مورد استقبال قرار میگیرد، جایی که جایانتا، یک رهبر مرموز جنبش کارگری، بهطور منظم ظاهر میشود. در یک جلسه مخفی، جایانتا متوجه میشود که بنی پراساد undercover است و دستور میدهد که عینکش شکسته شود، به طوری که قادر به دیدن نباشد. هم بنی پراساد و هم دختر راموی، ربا، هویت واقعی جایانتا را زیر سوال میبرند که در یک چرخش در پایان فیلم فاش میشود.