خط داستانی
وودی که بیکار است، از نداشتن محل زندگی شکایت میکند. یک کلاهبردار با زبان چرب او را متقاعد میکند که مقداری "لوبیا جادویی" بخرد و وعده میدهد که این لوبیاها به او خانهای تضمینی خواهند داد. به طور قطع، وودی به ساقه لوبیا میخزد و در بالای آن یک قلعه بزرگ پیدا میکند. متأسفانه، این قلعه قبلاً توسط یک غول خوابآلود اشغال شده است که وودی در نهایت او را فریب میدهد و قلعهاش را به مجموعهای از آپارتمانها تبدیل میکند و غول را به عنوان پیک و وودی را به عنوان مدیرش منصوب میکند.