خط داستانی
لیل ابنر، خسته از تعقیب مداوم دیزی مِی، تصمیم میگیرد از خانه فرار کند اما قبل از رفتن به او اطلاع میدهد که در حال ترک خانه است. اما او اهمیتی نمیدهد و به لیل ابنر میگوید که یک خواستگار جدید به نام دیسگاستین جونز، پسرعموی جونز در دسترس دارد. او با قطار، هواپیما و کشتی اقیانوسپیما سفر میکند و به اهرام مصر میرسد، اما متوجه میشود که او چه گفته است و در حالی که ابنر نمیخواهد خانم اسکرگ را، حداقل به شکلی که در کمیک استریپ کشیده شده، بخواهد، اما نمیخواهد کسی دیگر او را خواستگاری کند و به داگپچ برمیگردد تا هرگونه رابطهای که ممکن است در آنجا در حال وقوع باشد را پایان دهد. اما دیسگاستین، با شخصیت نفرتانگیزش، حدود هزار محافظ استخدام کرده تا ابنر را دور نگه دارد. آنها موفق میشوند، اما سپس ماممی یوکوم وارد عمل میشود و به سرعت با محافظان برخورد میکند.