خط داستانی
پاپی و الیو در حال تماشای یک نمایش متنوع هستند. پاپی از سیرک جالبی که یک فوک در حال جابجایی است، لذت میبرد، اما بلوتو، شعبدهباز/هیپنوتیست، او را دنبال میکند. بلوتو الیو را در باکس لوکسش میبیند و بلافاصله نقشههایی میکشد. اول، او پاپی را با یک سری ترفندهای جادویی تحقیر میکند. بعد، او الیو را هیپنوتیزم میکند، اما در حالی که او در حال حرکت به سمت بلوتو در حالت خوابآلودگی است، پاپی او را به سمت دیگر اشاره میکند و خود به دنبال بلوتو میرود. در همین حال، الیو از درب صحنه خارج میشود و به یک محل ساخت و ساز میرود و پسرها به سرعت برای نجات او میدوند. تلاشهای پاپی با جادوگری بلوتو مختل میشود، مانند دیوار آجری فوری که او میسازد. بلوتو او را بیدار میکند و او به او حمله میکند و سپس دچار وحشت میشود. پاپی یک قلاب به او پرتاب میکند تا او را نجات دهد؛ این کار میکند، اما از یک پنجره عبور کرده و یک پیانو (!) را با خود میآورد. پیانو بر روی ساختمان سقوط میکند و الیو توسط سیمها به یک سکوی دور پرتاب میشود. دوباره مسابقهای برای نجات او.