خط داستانی
کشاورز آل فالفا به نیویورک می رود، کیسه پول در دست. او بلافاصله توسط یک خلافکار شناسایی می شود که یک زن جذاب را برای دزدیدن پولش می فرستد. در یک رستوران، او او را مست می کند و با داروهای بیهوشی او را بیهوش می کند. اما آنچه در کیسه است، چیزی نیست که او انتظار دارد و فرار می کند. کشاورز اکنون مست به طور گیج و منگ به بیرون رفته تا با یک تیرک چراغ آشنا شود، وقتی که یک کلاهبردار دیگر به او نزدیک می شود و او را به یک بازی کارتی فاسد می کشاند. در حالی که چشم اندازها برای کشاورز آل فالفا خوب به نظر نمی رسد، او ترفندهای بیشتری در آستین دارد تا آنچه که شهرنشینان تصور می کنند.