رم، ۱۸۰۰. ناپلئون تهدیدی برای قدرت کلیساست و اعدامهای ژاکوبنها مداوم است. آنجلوتی، معروفترین آنها از زندان فرار کرده و رئیس پلیس در تعقیب اوست. آنجلوتی توسط یک نقاش که عاشق "لا توسکا"، یک خواننده مشهور است، کمک میشود. رئیس پلیس به حقیقت مشکوک است و سعی میکند حسادت "لا توسکا" را برانگیزد تا فراری را به دام بیندازد.