برای دلایل شخصی و بشردوستانه، ادواردو ناخدای دریانوردی لیگورینی موافقت میکند محموله سلاحی به شورشیان بوسنیایی برای یک روس سایهدار در تولون که خود را ریفو را مینامد حمل کند. معشوقهٔ ادواردو، کلارا، میخواهد او دریا را ترک کند و همسر ریفو به ادواردو میگوید به همسرت اعتماد نکند، اما او کار را به هر حال انجام میدهد. در حال حرکت به سمت آدریاتیک، خدمه تهدید به شورش میکنند وقتی میفهمند باید در منطقه جنگی پهلو بگیرند. به محض ورود به بندر، کارها آنقدر که ریفو قول داده بود پیش نمیرود و ادواردو باید با یک مترجم به پناهگاه کوهستانی شورشیان سفر کند تا پرداخت دستمزد خدمه را دریافت کند. جنگ همه جا هست و کلارا در خانه انتظار میکشد و مترجم از ورود به ایتالیا پادرمیانی میکند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.