خط داستانی
خانواده ثروتمند لیانگ داشِنگ به کار دانشجویان در تعطیلات تابستان نسبت به کار کردن حسادتی دارند و او با همکلاسی ها حجره کوچک با حضور رستوران را راه اندازی می کند. کسب و کار رستوران خوب نیست و هر کس به طور جداگانه کار می کند تا هزینه ها را تامین کند. داشِنگ به عنوان مدیر ساختمان خدمت می کند و با دیگران آشنا می شود. ایکسیانگ، دانشجوی کوتاه مدت دانشگاه، رابطه ای عمیق دارد اما حقیقت هویت یکدیگر را نمی دانند. در پایان تعطیلات تابستان داشِنگ و ایکسیانگ از هم جدا می شوند و دوباره در یک فعالیت فوق برنامه با هم ملاقات می کنند.