احساس آندخس
Das Andechser Gefühl
یک معلم نگران (که نقش اصلی را در تمام فیلمهایش بازی میکند) در یک باغ آبجو بر روی تپههای صومعه آندخس نشسته است. در حالی که مگسها در لیوان آبجوی او غرق میشوند، او با زندگی ناکام خود روبرو میشود: همسری که او نادیده گرفته، کودکی که او به آن بیتوجهی کرده، وظایف تدریس که از آنها شانه خالی کرده و تلاشهای ناموفقش برای کسب مقام دائمی از مقامات مدرسه. تنها یک رویا از گذشته - یادآوری یک رابطه سابق با یک ستاره سینما که با او "احساس آندخس" را به اشتراک گذاشته است، احساسی که ما تنها نیستیم - به او قوت میبخشد. با وجود یک سری از رویدادهای غیرمنتظره، اشتیاق در دنیای آختنر بوش در نهایت قویتر از تحقق و تشنگی بهتر از آبجو باقی میماند.