Liebe verboten – Heiraten erlaubt
فیلم عشق ممنوع - ازدواج مجاز است
کاترین و ولفگانگ دقیقاً از نظر مالی در وضعیت خوبی نیستند، اما آنها بیشتر از هر چیزی یکدیگر را دوست دارند و این (هنوز هم) نگرانیهای مالی آنها را تحت الشعاع قرار میدهد. وقتی ولفگانگ در امتحانات معماری خود شکست میخورد، کاترین به دنبال کار به عنوان منشی میگردد تا از خانوادهاش حمایت کند. اما کاترین باید به رئیس جدیدش، مدیر ویلکینز، وانمود کند که مجرد است. در همین حال، ولفگانگ به عنوان یک شوهر خانهدار کار میکند و همسایهاش اوشی با کمال میل از او حمایت میکند. یک روز، کاترین باید رئیسش را در یک سفر همراهی کند، جایی که او به او انواع تحسینها و هدایا میدهد. در همین حال، ولفگانگ در خانه به تنهایی سالگرد دوم ازدواجش را جشن میگیرد که ناگهان اوشی در درب ظاهر میشود. یک سوءتفاهم منجر به یک مشاجره تلفنی بین کاترین و ولفگانگ میشود که وقتی او به خانه برمیگردد، به دلایل طلاق تبدیل میشود. اما سپس همه چیز به طور کاملاً متفاوتی پیش میرود.