خط داستانی
معلم جدید هایدر با اشتیاق فراوان به کار خود میپردازد. ایدههای غیرمتعارف او با بیفهمی و بیاعتمادی از سوی مدیر قدیمی، روپرت، مواجه میشود. وقتی یک پسر در یک سفر مدرسه دچار حادثه میشود، بچهها هایدر را مقصر میدانند. والدین علیه او موضع میگیرند و او از کارش معلق میشود. اما روپرت به احترام به هایدر پی میبرد و به او اعتقاد دارد که مقصر نیست. در همین حال، بچهها در حال آمادهسازی شیطنت بعدی خود هستند. آنها میخواهند یک ویرانه را با مواد منفجرهای که در جنگل پیدا کردهاند، منفجر کنند. هایدر در آخرین لحظه موفق به جلوگیری از این کار میشود. او rehabilitate میشود و همه با خوشحالی منتظر بازگشت او به مدرسه هستند.