خط داستانی
زمانی که باند دکر یک اتوبوس را سرقت میکند، دستیار او، لفتی، حلقههای یک خانم را میگیرد. بعداً لفتی به طور تصادفی حلقهها را هنگام خرید مهمات نشان میدهد و شاین آنها را میبیند. وقتی لفتی سعی میکند شاین را بکشد، دستگیر میشود. حالا شاین میخواهد بقیه باند و رهبر آنها را بگیرد.