خط داستانی
آنجلا ۱۸ ساله، که در یک شهر نیوانگلند توسط عمهاش بتسی بزرگ شده، ارثی دریافت میکند که آن را برای رفتن به نیویورک، به ظاهر برای آموزش صدا، استفاده میکند، اما در واقع به دنبال سرهنگ هیلیار جارِت، یک جراح ارتش است که به او علاقهمند شده است. خروج او دوست دوران کودکیاش، جیمی پلام، را ناراحت میکند. دکتر پلام یک مأموریت طراحی میکند تا پسر عاشقش را به نیویورک بفرستد، جایی که جیمی متوجه میشود آنجلا فکر میکند نامزد جارِت است. جیمی همچنین با گروهی از هنرمندان، از جمله سالی مکگوایر، که سعی در تسلی او دارد، دوباره آشنا میشود. جیمی همسر سابق جارِت، هرییت، عکاس مشهور را ملاقات میکند. جیمی دیداری بین جارِت و هرییت با حضور آنجلا ترتیب میدهد که آغازگر درک این موضوع است که جارِت برای او مناسب نیست. جیمی به ارتش فراخوانده میشود.