خط داستانی
این کمدی در تابستان 1940 در تورکو اتفاق میافتد. اولاوی ووری، پسر یک مالک زمین، برای بررسی کمبودهایی که در انبار چوب پدرش رخ داده، به سفر میرود. در محل، او با دو دوست دست و پا چلفتی، سامی و سانتو، آشنا میشود که ناخواسته در دزدی درگیر شدهاند. آنی کویوا، دختری یتیم از کارلیا که امور مالی این دو را مدیریت میکند، به اولاوی علاقهمند میشود، که این موضوع باعث نارضایتی سرپرست آنها، هاپالا، میشود.