خط داستانی
وقتی جلالی زیبا و شایسته به عنوان آموزگار از خدمت در خانه دوک پرسلین که به دربار لویی فیلیپ و همسر دوک دیوشه دل پرش است، به تربیت فرزندان می پردازد، به طور فوری خشم خواهرزاده اش نسبت به هر کسی که به همسرش نزدیک می شود را برمی انگیزد. هرچند او پسر کوچک دوک را از بیماری نزدیک به مرگ نجات می دهد و با همه کودکان دل می گیرد، اما با غضب دوشس کنار می آید و در نهایت با جذب بین دوک و هلنیته، به تراژدی منجر می شود