خط داستانی
کارمند بانک که موظف است به یک دامدار آریزونایی بگوید که ملک او بیارزش است، زمانی مشکوک میشود که سرپرست او موافقت میکند. مشخص میشود که رئیس بانک او و سرپرست میدانند که نقرهای در آن ملک وجود دارد.
کارمند بانک که موظف است به یک دامدار آریزونایی بگوید که ملک او بیارزش است، زمانی مشکوک میشود که سرپرست او موافقت میکند. مشخص میشود که رئیس بانک او و سرپرست میدانند که نقرهای در آن ملک وجود دارد.