خط داستانی
برادران هیوج و دن کلیتون هر دو عاشق فیلیس، منشی پدرشان هستند. او در نهایت هیوج را انتخاب میکند و آنها قبل از اینکه او به ارتش بپیوندد و به عنوان یک خلبان جنگی به خارج از کشور فرستاده شود، ازدواج میکنند. او در یک نبرد هوایی سرنگون میشود، سقوط میکند و حافظهاش را از دست میدهد و در اروپا سرگردان میشود. سالها میگذرد و فیلیس تصمیم میگیرد قبل از اینکه به ازدواج با دن، که هنوز عاشق اوست، رضایت دهد، او را در فرانسه پیدا کند. مشکلاتی پیش میآید.