Perch of the Devil
فیلم پرتگاه شیطان
ایدی با گنجشکچی کوچکمقیاس مونتانا، گرگوری کامپتون، ازدواج کرده است. او خسته و تنهاست، بنابراین یک دوست، بیوه ثروتمند و زن با تجربه، اورا بلیک، به راحتی او را متقاعد میکند که سفری به اروپا داشته باشد. در آنجا، ایدی زندگی لوکسی را در میان ثروتمندان و بیخیالهای قاره تجربه میکند، اما به زودی از آن خسته میشود و آرزو میکند که دوباره در کنار عشق واقعیاش باشد. در بوت، گرگوری به یک معدن طلا دست یافته و به ایدی خبر میدهد. اما اورا، با عشق پنهانی به گرگوری، پاسخ ایدی را خراب میکند و تلگراف را به گونهای تغییر میدهد که نشان دهد ایدی فقط برای سهمی از طلا برمیگردد. وقتی مسافران به مونتانا برمیگردند، ایدی متوجه خیانت اورا میشود و در معدن با او درگیر میشود، اما بیخبر از حضورشان، گرگوری که اکنون ناامید شده است، قصد دارد معدن را در همان زمان منفجر کند.