خط داستانی
آلیس و جولیس، به عنوان یک تیم، یکی از چهار شرکتکننده در مسابقه بادکنک ۱۰,۰۰۰ دلاری هستند. دشمن به سرعت یکی از بادکنکها را از بین میبرد. مشخص نیست این بادکنکها چه نوعی هستند، زیرا مانند بادکنکهای هیدروژن/هلیوم مهر و موم شدهاند، اما یک ضربه خوب از طرف دشمن باعث سقوط آلیس و جولیس به زمین میشود، در حالی که بادکنک هنوز سالم است. جولیس تلاشهایی برای دوباره پرتاب کردن انجام میدهد، اما ناموفق است. او یک هیپوی سیگاری را میبیند و ایدهای به ذهنش میرسد: با استفاده از مقداری فلفل، یک عطسه بزرگ ایجاد میکند که آنها را دوباره پرتاب میکند. اما او سوار نیست. آلیس یک نردبان طنابی پایین میاندازد، اما این نردبان محکم نیست؛ جولیس در نهایت با یک طناب خود را بالا میکشد. سپس بلافاصله تحت حمله یک طوفان رعد و برق قرار میگیرند که بادکنک را خالی میکند. جولیس از یک سگ وینر و چند بادکنک خالی به عنوان جایگزین استفاده میکند، سپس از یک فیل با هوای اضافی پمپ شده. او یک پرنده را میگیرد و به دشمن میرسد، سپس خود را در یک نبرد دیگر با رعد و برق مییابد.