خط داستانی
مات و جف آتشنشانی خود را اداره میکنند. مات معتقد است که هر جا دود باشد، آتش هم هست، که آنها را به دردسر میاندازد. اما آنها به یک آتشسوزی واقعی در یک ساختمان مسکونی چند طبقه فراخوانده میشوند. زنی مضطرب از آنها میخواهد که نوزادش را که در طبقه بالای ساختمان در حال سوختن است نجات دهند. اولین مشکل آنها این است که چگونه به طبقه بالا بروند، که جف به طور تصادفی راهی برای این کار پیدا میکند. اما حواسپرتیهای دیگر و تلاش برای پیدا کردن نوزاد در میان دود غلیظ ممکن است موانعی در راه رسیدن به هدفشان باشد. اما چیزی که زن به آنها نمیگوید ممکن است بزرگترین مانع باشد.